الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
477
الغدير ( فارسى )
38 - نور الدين ، ابن صبّاغ مالكى مكّى ( م 855 ) داستان تهنيت را از احمد و حافظ بيهقى ، از براء بن عازب به لفظى از آن دو حكايت كرده است . « 1 » 39 - قاضى نجم الدين اذرعى شافعى ( م 876 ) گويد : آوردهاند كه عمر بن خطاب ، رضى اللّه عنه ، هنگامى كه سخن رسول خدا را شنيد كه فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، به على ، رضى اللّه عنه ، گفت : گوارا باد ترا كه اكنون مولاى هرمرد و زن مؤمن گشتى . « 2 » 40 - كمال الدين ميبدى حديث احمد را از براء بن عازب و زيد بن ارقم به لفظ پيش گفتهاش ذكر كرده است . « 3 » 41 - جلال الدين سيوطى ( م 911 ) داستان تهنيت را در جمع الجوامع به طورى كه مذكور است به نقل از حافظ ابن ابى شيبه به لفظى كه قبلا گفته آمد « 4 » ، ذكر كرده است . « 5 » 42 - نور الدين سمهودى مدنى شافعى ( م 911 ) داستان تهنيت را به نقل از احمد به طريق او از براء و زيد روايت كرده است . « 6 » 43 - ابو العباس شهاب الدين قسطلانى ( م 923 ) در معنى مولا گويد : و سخن عمر كه گفت : مولاى هرمؤمن شدى ، يعنى ولىّ هرمؤمن گشتى . « 7 » 44 - سيد عبد الوهاب حسينى بخارى ( م 932 ) كه لفظ او قبلا از نظر گذشت . « 8 » 45 - ابن حجر هيثمى ( م 973 ) دربارهء مفاد حديث گويد : ما اين را قبول داريم كه على اولى است ، ولى تسليم به اين معنى نمىشويم كه اولى به امامت است ، بلكه مراد اين است كه او اولى به پيروى و نزديكى به سوى اوست ، تا آنجا كه گويد : و همين معنى است كه ابو بكر و عمر از حديث فهميدهاند « 9 » و فهم اين دو نفر كافى است ، چه آن دو پس از
--> ( 1 ) . الفصول المهمّة 25 . ( 2 ) . بديع المعانى 75 . ( 3 ) . شرح ديوان امير المؤمنين 406 . ( 4 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 272 . ( 5 ) . كنز العمال : 6 / 397 . ( 6 ) . وفاء الوفاء باخبار دار المصطفى : 2 / 173 . ( 7 ) . المواهب اللدنيّة : 2 / 13 . ( 8 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 221 . ( 9 ) . به زودى به حق سخن در اين زمينه واقف خواهيد شد كه دربارهء مفاد اين حديث گروه حاضران در غدير خم جز آنچه كه رأى اماميه است ، چيز ديگرى نفهميدهاند .